|
تنهایند.. آدمها همیشه عادت دارند کسانی را که می بینند بالاتر یا پایین تر از خود فرض کنند ، عقلشان در چشمشان است....شرط می بندم که آنها هرگز جرات تنها شدن را نداشته اند و به تنهایی کسی هم وارد نشده اند...در دنیایی زندگی می کنند که هرگز وجود ندارد ..در دنیایی خارج از تنهایی خود...در دنیائی که روزی از هم خواهد پاشید و آنها دیگر در هیچ دنیایی بعد از آن زاده نخواهند شد.. این است سرنوشت کسانی که به غلط می پندارند دنیا این است و تجربه نکرده اند که دنیا جای دیگری ست...جایی که در آن خدا نیز تنهاست....و ما را به تنهایی خود می کشد......
شعر موميايي از مكتب شهريار چشم میمالم هنوز
برگی در باد برگی که از دامن کهکشان سر خورد نشست بر تن باد تنهاتر از همیشه می رفت سراغ دوردست های انتظار تن من می لرزید از این سبک رفتن ها به سرزمین های دوری که پیدا نیست کجاست آنچنان دور که دیگر راه برگشتی نخواهد بود و باد هم از تو نشانی نخواهد آورد و تو خواهی ماند و دوردست هایی که در آن کسی منتظرت نبوده است برگ اما می رفت چونان که کسی از خود جدایش کرده باشد نمی توانستم قبول کنم که او مرده هیجانات رفتن در هیچ مرده ای پیدا نیست و اما او می رفت با هیجانی که برای نرسیدن داشت و من عذاب برگی را که می افتاد می دیدم که چگونه هنگام افتادن عضلاتش پیچ می خورد و اما تظاهر می کرد که در آغوش باد می رقصد چاره ی دیگری نداشت برگ این وجه بیرونی او بود که می رقصید وجه درونی او گم بود برگ ، برگ بود لحظاتی بعد آن برگ نبود و بعد از آن دیگر هیچ برگی نبود قلبم فشرده شد برگی که در آغوش درخت بود دیگر نبود باد هم کمکی به او نکرد فقط خواست آهسته آهسته بمیرد دردش را سنگین تر کرد نگاهم به آسمان سر خورد دنبال درخت خودم می گشتم که برگ ِ تنهایی گونه ام را لمس کرد سرم به پایین افتاد باد در گوشم خواند به چه می اندیشی آشنای قدیمی؟ دستم را گرفت همراه باد چرخیدم باد مرا هم می شناخت من نیز برگی از درخت خودم بودم
|
About
دیریست که با بیست و سه سالگی عزیز و رویائی ام خداحافظی کرده ام .از هیچ چیز نمی نویسم مگر این که خود به سراغم آمده باشد. نویسنده نیستم و در انتظار نوشته ی نو نیستم می خواهم که آغاز شده ها را به انجام برسانم.من در آرزوی فهمیدن حقیقتی هستم که از لحظه ی تولد آن را با خودم حمل کرده ام.نه ، این یک آغاز جدید نیست .این تلاشی برای یک پایان است.تلاشی برای پایانی باشکوه !
Archivesمهر 1388شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 Links
اتاق خالی بهزاد |