تبليغاتX

چون آرزوی گمشده از یاد رفته ام
زنده باد شادی!... زنده باد زندگی!... زنده باد دوستی و عشق و زنده باد مبارزه!... زنده باد روز!... زنده باد شب!... درود بر خورشید!... خدا را باید نیایش کرد خدایی که در رویا با ماست و در زندگی با ماست. زنده باد خدایی که موسیقی را آفرید!





















چون آرزوی گمشده از یاد رفته ام

من اعلام می کنم که نرفته بودم و همینجا پشت باروهای شهر قایم شده بودم .

من اعلام می کنم که هیچ نسبتی با شما ندارم ولی آنقدر شعور دارم که بفهمم واژه "نرو" همان نخ های نامرئیست که آسمانی ها با آنها قلب زمینیان را به هم دوخته اند.

من اعلام می کنم آنقدر بی شعور هستم که دیگر هیچ حرفی نزنم.

من از اینجا اعلام می کنم که قلب من هنوز سالم است و مثل روزهای بچگی چنان تند می زند که انگار غریبه ای دیده باشد .

من اعلام می کنم که اینجا مخفیگاه من است برای همیشه ،

و آهنگ آن پرسش ساده ای است که روانهای ساده به آسمان خاموش و ستاره های لال می فرستند ، از ستاره ی گمشده ی خود جویا می شوند که چه شده است؟ کجا می تواند بود؟ آیا می توان بدان راه یافت؟ اما آسمان این پرسش روانها را پاسخ نمی دهد و ستارگان پاسخ آنها را منعکس نمی کنند ، گویا همه کر شده اند ، گویا زبان همه از گفتار بسته است .

با این وصف در روزگاران پیش چه بسیار پیش آمده است که آسمان و ستارگان گفتار مردم زمین را شنیده اند ، و چه بسا پیش آمده است که مردم زمین گفته های آسمان و ستارگان را نیوشیده اند.

من اعلام می کنم که همین حالا از جلوی آینه برگشتم و دیدم که بسیار حقیقت دارم. و مطمئن باشید که یک جن نیستم و با جن ها ارتباطی ندارم.من آدمم ، دوستان تبریزیم که مرا از نزدیک دیده اند می تواند بیایند و همینجا شهادت بدهند.( بسیار ممنونشان خواهم شد)

من اعلام می کنم که قدرتی بزرگ دارم برای دوست داشتن ولی هیچ قدرتی ندارم برای دوست داشته شدن .و کسانی که مرا دوست می دارند قدرتی از نوع اول دارند و همیشه کسی که دوست دارد از کسی که دوست داشته می شود قویتر و قدرت مند تر است.(به شرط اینکه تمام این مدت در فهمیدن اینکه فقط خودش را دوست داشته بود نه دیگری را اشتباه نکرده باشد).

من اعلام می کنم که حتی در کودکی هم دروغ نگفته ام ، حتی در نوجوانی و جوانی که سخت ترین دوران خودداری از دروغ است. مگر چند روز پیش که برای آرام کردن شما اعتراف کردم که دروغ گفته ام. و دلم مسئول اولین دروغ من است.

من اعلام می کنم که آبرو چیزی است که مردم در مورد ما فکر می کنند ولی شخصیت چیزی است که خداوند و فرشتگان در مورد ما می دانند.

من اعلام می کنم که کشتی مال من است زیرا که فقط من می دانم بهترین سفر آن است که از فانی به باقی حرکت کنیم و اولین مسیر این است که خودمان را از کشتی به داخل آب بیندازیم. و اگر از این بودن دست برنداریم هر کاری کنیم گناه است.

 

من اعلام می کنم که شمار قلب هایی که شکسته ام نمی دانم. و از این بابت بسیار دلتنگم.

من اعلام می کنم که هنوز آدم نشده ام ، هنوز آدم نشده ای ، هنوز آدم نشده است ، هنوز آدم نشده ایم ، هنوز آدم نشده اند.

من اعلام می کنم که هیچ گاه از بیان دوم شخص جمع احساس راحتی نکرده ام. ولی همیشه با شما بودم ، ای شمایی که جایتان دادم در یک کلمه به گستردگی زندگی و آن کلمه"تو"بود.و این تو برای من معنای عظیم عشق بود .

من اعلام می کنم که به راستی بر گشته ام و همینجا  کنارتان می مانم .

+نوشته شده در یکشنبه دهم آذر 1387ساعت11:18توسط . | |