|
من اعلام می کنم که نرفته بودم و همینجا پشت باروهای شهر قایم شده بودم . من اعلام می کنم که هیچ نسبتی با شما ندارم ولی آنقدر شعور دارم که بفهمم واژه "نرو" همان نخ های نامرئیست که آسمانی ها با آنها قلب زمینیان را به هم دوخته اند. من اعلام می کنم آنقدر بی شعور هستم که دیگر هیچ حرفی نزنم. من از اینجا اعلام می کنم که قلب من هنوز سالم است و مثل روزهای بچگی چنان تند می زند که انگار غریبه ای دیده باشد . من اعلام می کنم که اینجا مخفیگاه من است برای همیشه ، و آهنگ آن پرسش ساده ای است که روانهای ساده به آسمان خاموش و ستاره های لال می فرستند ، از ستاره ی گمشده ی خود جویا می شوند که چه شده است؟ کجا می تواند بود؟ آیا می توان بدان راه یافت؟ اما آسمان این پرسش روانها را پاسخ نمی دهد و ستارگان پاسخ آنها را منعکس نمی کنند ، گویا همه کر شده اند ، گویا زبان همه از گفتار بسته است . با این وصف در روزگاران پیش چه بسیار پیش آمده است که آسمان و ستارگان گفتار مردم زمین را شنیده اند ، و چه بسا پیش آمده است که مردم زمین گفته های آسمان و ستارگان را نیوشیده اند. من اعلام می کنم که همین حالا از جلوی آینه برگشتم و دیدم که بسیار حقیقت دارم. و مطمئن باشید که یک جن نیستم و با جن ها ارتباطی ندارم.من آدمم ، دوستان تبریزیم که مرا از نزدیک دیده اند می تواند بیایند و همینجا شهادت بدهند.( بسیار ممنونشان خواهم شد) من اعلام می کنم که قدرتی بزرگ دارم برای دوست داشتن ولی هیچ قدرتی ندارم برای دوست داشته شدن .و کسانی که مرا دوست می دارند قدرتی از نوع اول دارند و همیشه کسی که دوست دارد از کسی که دوست داشته می شود قویتر و قدرت مند تر است.(به شرط اینکه تمام این مدت در فهمیدن اینکه فقط خودش را دوست داشته بود نه دیگری را اشتباه نکرده باشد). من اعلام می کنم که حتی در کودکی هم دروغ نگفته ام ، حتی در نوجوانی و جوانی که سخت ترین دوران خودداری از دروغ است. مگر چند روز پیش که برای آرام کردن شما اعتراف کردم که دروغ گفته ام. و دلم مسئول اولین دروغ من است. من اعلام می کنم که آبرو چیزی است که مردم در مورد ما فکر می کنند ولی شخصیت چیزی است که خداوند و فرشتگان در مورد ما می دانند. من اعلام می کنم که کشتی مال من است زیرا که فقط من می دانم بهترین سفر آن است که از فانی به باقی حرکت کنیم و اولین مسیر این است که خودمان را از کشتی به داخل آب بیندازیم. و اگر از این بودن دست برنداریم هر کاری کنیم گناه است. من اعلام می کنم که شمار قلب هایی که شکسته ام نمی دانم. و از این بابت بسیار دلتنگم. من اعلام می کنم که هنوز آدم نشده ام ، هنوز آدم نشده ای ، هنوز آدم نشده است ، هنوز آدم نشده ایم ، هنوز آدم نشده اند. من اعلام می کنم که به راستی بر گشته ام و همینجا کنارتان می مانم .
|
About
دیریست که با بیست و سه سالگی عزیز و رویائی ام خداحافظی کرده ام .از هیچ چیز نمی نویسم مگر این که خود به سراغم آمده باشد. نویسنده نیستم و در انتظار نوشته ی نو نیستم می خواهم که آغاز شده ها را به انجام برسانم.من در آرزوی فهمیدن حقیقتی هستم که از لحظه ی تولد آن را با خودم حمل کرده ام.نه ، این یک آغاز جدید نیست .این تلاشی برای یک پایان است.تلاشی برای پایانی باشکوه !
Archivesآذر 1388آبان 1388 مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 Links
اتاق خالی بهزاد
عشق های ابدی
گذر سیاوش از آتش |