|
درازترین جاده تو شب دلم گرفته همسفر بیا که همصدا بشیم رها کنیم قبیله رو راهی جاده ها بشیم دلم گرفته مهربون اینجا همه غریبه ان خبر ندارن که کین فکر می کنن که خیلین بیا از این خیلی خوبا جدا بشیم بریم سفر بریم به جنگ سرنوشت سراغ سختی و خطر حالم داره بد می شه از سکوت و عادت و دعا بیا که فریاد بزنیم بگیم خدا خدا خدا آخه منم می خوام که تو شریک مقصدم بشی وگرنه تنهات بذارم تو هم تو جاده گم می شی دلم گرفته عادت ِ جدا شدن نیست تو سرم نیائی تنهام بذاری باد می شه همسفرم باد و تو و بارون و دل همه برای من می شن اگه بیای با هم بریم جاده ها رویایی می شن دلم گرفته همزبون هوای رفتنو دارم اگه تو تنهام بذاری جز تو دیگه کی رو دارم من عاشقم اینو بدون عاشق رفتن با توام عاشق باتو گم شدن یا که رسیدن با توام عاشق دیدنت تو ماه وقتی که خورشید گم می شه عاشق پیدا کردنت وقتی ستارت گم می شه درازترین جاده تو شب ساخته شده برای ما از چی می ترسی مهربون کاری نداره واسه ما کاری نداره واسه من کاری نداره واسه تو اگه تو عاشقم باشی منم می میرم واسه تو عشق به این سادگیاست جاده ولی پر خطره عشقه که سایبون می شه عشقه که رامون می بره عشق به این سادگیاست کافیه باورش کنی کافیه عاشق بمونی عشق رو عاشقت کنی دنیا رو باور نکن و بدون که خوابی نازنین اگه که باورش کنی می مونی رو همین زمین می مونی جائیکه همه می چرخن و می چرخونن دو سه روزی تو رو می خوان می گردن و می گردونن جائیکه من می برمت به وسعت آسمونه منم خودم ندیدمش آرزوم دیدن اونه انگاری اونجا آخر ِ مسیر رفتن همست وقتی می رسی آخرش اول شادی همست
|
About
دیریست که با بیست و سه سالگی عزیز و رویائی ام خداحافظی کرده ام .از هیچ چیز نمی نویسم مگر این که خود به سراغم آمده باشد. نویسنده نیستم و در انتظار نوشته ی نو نیستم می خواهم که آغاز شده ها را به انجام برسانم.من در آرزوی فهمیدن حقیقتی هستم که از لحظه ی تولد آن را با خودم حمل کرده ام.نه ، این یک آغاز جدید نیست .این تلاشی برای یک پایان است.تلاشی برای پایانی باشکوه !
Archivesدی 1388آذر 1388 آبان 1388 مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 Links
اتاق خالی بهزاد
عشق های ابدی
گذر سیاوش از آتش |