پ.ن: آه راستی دوست مهربانم که از من چیزی خواسته بودی مرا ببخش که من کمتر یا بیشتر از چیزی که مغزم به من فرمان می دهد نمی توانم بنویسم.و تو آیا هنوز مرا یک نویسنده می دانی!
+نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم اردیبهشت 1388ساعت16:51توسط . |
|
About
دیریست که با بیست و سه سالگی عزیز و رویائی ام خداحافظی کرده ام .از هیچ چیز نمی نویسم مگر این که خود به سراغم آمده باشد. نویسنده نیستم و در انتظار نوشته ی نو نیستم می خواهم که آغاز شده ها را به انجام برسانم.من در آرزوی فهمیدن حقیقتی هستم که از لحظه ی تولد آن را با خودم حمل کرده ام.نه ، این یک آغاز جدید نیست .این تلاشی برای یک پایان است.تلاشی برای پایانی باشکوه !