|
Another red letter day Now it's a beautiful day, It's so easy now, cos you got friends you can trust, پ.ن: چند سال پیش اگر کسی به من می گفت درکت نمی کنم باور نمی کردم. حالا می فهمم چقدر درک همه سخت است.محبت و دوست داشتن هم سخت است.چه می گویم از همه ی این ها سخت تر فراموش کردن است. نمی شود همه را وادار به حرف زدن کرد.می شود؟ قدرت هم همیشه در سایه ی تظاهر است که پدید می آید. چون هیچ وقت بلد نیستم تظاهر به فراموش کردن کنم پس هیچ وقت هم قدرتی برای فراموش کردن نخواهم یافت. نمی شود به همه گفت که ساکت باشند یا اینکه حرف بزنند یا اینکه برخیزند یا اینکه بنشینند..هر کسی طبق عقل و یا احساس درونی خودش عمل می کند. گاهی وقتی کسی دیگر حرف نمی زند بیشتر در خاطر می ماند و گاه بالعکس هرچقدر بیشتر و بیشتر حرف بزند بیشتر در خاطر ماندگار می شود. واقعا بستگی به این دارد که چه می گوید؟ چقدر گفته بودم که آدم ها یادشان می رود که چه حرف هایی به هم زده اند ولی هیچ وقت فراموش نمی کنند که چه احساسی را برای همدیگر به وجود آورده اند.آری ,هیچ چیز به ماندگاری طعم یک احساس نیست..
|
About
دیریست که با بیست و سه سالگی عزیز و رویائی ام خداحافظی کرده ام .از هیچ چیز نمی نویسم مگر این که خود به سراغم آمده باشد. نویسنده نیستم و در انتظار نوشته ی نو نیستم می خواهم که آغاز شده ها را به انجام برسانم.من در آرزوی فهمیدن حقیقتی هستم که از لحظه ی تولد آن را با خودم حمل کرده ام.نه ، این یک آغاز جدید نیست .این تلاشی برای یک پایان است.تلاشی برای پایانی باشکوه !
Archivesمهر 1388شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 Links
اتاق خالی بهزاد |